من و شقایق

من و شقایق دنبال تو می گردیم.....

پای برهنه ام را به دنبال تو نشان شقایق دادم...

آنرا که به دنبالت به هر سو کشیده ام...

شقایق گفت:پایت از گلبرگهایم سرختر است...

گفتم: این سرخی از خون است...

گفت:پایت خونین است؟

گفتم آری.....اما..دلم را ندیده ای...

/ 28 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کاپیتان

سلام...... توضيح كامل مي خواستم كه مطالبمو بايد حضوري ارائه بدم يا از طريق ايميل و هر توضيح ديگه كه لازم هست كه از آن مطلع باشم. ........ در هر صورت خوشحال مي شم كه بتونم با شما دوست عزيز همكاري كنم.

بیژن

رودبرگرامی همدل. تارنگارم رابه روز کردم. اگر دوست داشتی به تارنگارم بیا و نونوشتارم را بخوان. شادوپیروزباشی. بدرود.

فرزانه

سلام جعفر جان خوبين؟ عيدتون مبارك[قلب]اميدوارم هر روزتون عيد باشه.[گل]

فرزین و سارا

با سلام با مطلبی بنام (سعیـــد مجـــرّدی ، رضـــا افشـــار ، تامیـــن و روز جهانـــی معلولیـــن) مشتمل بر مقاله "ویلچر نشین سرزمین هنر" خاک پای شما را توتیای چشم خود میسازیم سارا و فرزین ّ

ستاره

سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت. سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد و سلام برحسین سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است. به روزم و چشم انتظار حضور سبز شما [گل]

هوشمند

سلام جعفر اقای عزیز چطوری خیلی وقته که نیستی منم که وقت می کنم بیام پیشت با یک شعر به روزم و منتظر خدانگهدارت باشد

مصطفي

سلام دوست عزيز وبلاگتان را مطالعه كردم //ممنون كه به من سرزديد //پاينده باشيد